محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

874

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 76 س 1 ، ص : و نوح را از پس پانصد سال يافت و از بعد آن بيامد دويست و . . . فا : روايتش پاك ديگرگون است و مىگويد : « از هندوستان بود و لكن به يمن نشستى و پيغمبرى مرسل بود و به روزگار وى همه خلق آتشپرست بودند . . . ص 77 عنوان : ص و صب : حديث كيومرث و اختلاف مردمان اندر پادشاهى . س 1 : ص و صب : هميشه كيومرث مىآورد به ث مثلَّث . س 5 : ص : نبوديشان و ابليس اهرمن بر زمين بود با سپاه و ايشان دو تن بودند . س 6 : ص : قول اهل عجم است . س 8 : ص : ا [ ؟ ؟ ؟ ] ) * لكذه ، صب : انكذه . س 9 : ص : خداى عزّ و جلّ جان در ايشان آفريد مر قهر كردن اهرمن را . س 11 : ص و صب : عنوان ندارد . س 15 : ص : مهلاييل او هوشنگ بود ، صب : مهابيل او سهنگ بوده است . س 16 : ص و صب : او را با برادران و برادرزادگان ناساخت كارى افتاد . فا : ذكر كيومرث الملك . اما از آن ملكان كه جهان همه داشتند يكى كيومرث بود ، و پادشاهى خوب روى و نيكوسرشت بود و به كوهها اندر نشستى و با مردمان كم آميختى ، و سخت با هيبت بود و بالااش به درازى چنان بود كه هر كه او را بديدى بترسيدى . و رسم دوك رشتن از پشم و موى وى آورد تا از آن جامه ها كردند . و از ادريس جامه دوختن آموخته بودند ، و اين پادشاهى بود با عدل و داد و به جهان اندر نيكويهاى بسيار فرمود و هفتصد سال پادشاه بود . پس او را پسرى آمد ، هوشنگ نام كرد و او را خليفهء خويش ساخت . ص 78 س 2 : ص و صب : و كيومرث را كهومرث نيز خواندند . س 3 : ص : بدان حدّ اندر ديوان . س 6 : ص : بدان سنگ فلاخن به نام خداى او را هزيمت كردى و همه برميدندى فا و فب : احتمالا افتادگى دارد . س 7 : ص : چون او مردانه به شك نام و هميشه بر كوهها بودى ، صب : همچون او مردانه بشنگ نام و اين پسر هميشه بر كوهها بودى . س 16 تا پايان : ص و صب : مضمون مشترك است و عبارت متغاير . فا و فب : ظاهرا افتادگى دارد . ص 79 س 16 : ص : او را گويدى تا چند نالى . س 16 تا پايان : ص و صب : به مضمون داستان يكسان است و به عبارت و تحرير ناهمگون . فا و فب :